أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
19
قانون ( فارسى )
پيموده باشد و اين موضوع از ذهنش دررفته باشد . در اين حالت گرماى بيگانهء سبب تب به خلط بند آمده در بدن رسيده و آن را به شدت مشتعل ساخته و خلط را عفونى كرده و تب ساده به تب خلطى عفونى تبديل شده است . نشانيهاى تبديل تب ساده به حالات ديگر 1 - اگر حالت تب پايين آمد و عرق كردن و نمناكى بدن نبود ، 2 - اگر تب پايين آمد و عرق بود امّا عرق طبيعى و غير آلوده نبود ، 3 - اگر پايين آمدن درجهء تب به درازا كشيدن و به سستى انجاميد . 4 - اگر درجهء تب پايين آمد و نبض به حال طبيعى برنگشت و همچنان اختلافى با نبض طبيعى داشت ، 5 - اگر درجهء تب پايين آمد و دست از بيمار برداشت امّا سردرد ناشى از تب همچنان باقى ماند ، اين علامات پنجگانه همگى دليل بر اينند كه تب روزانه به تب ديگرى تبديل شده است و در اين انتقال دو حالت احتمالى هست ، اولا : اگر سببهاى تب شديد بودند و حالت تب زياد ماندگار شد ، بدان ! كه تب روزانه تب دق شده است ، كه اگر تب دق روى آورد ، نشانيهايش از اين قرارند : 1 - دست بر شريان بيمار بگذار بسيار گرم است . 2 - حرارت تب در سراسر اندامان تن بهطور متساوى پراكنده است . 3 - حرارت جسم بيمار در حال پر شدن شكمش از خوراك افزايش مىيابد . 4 - درحالىكه بيمار غذاى گرم بخورد حرارت تنش افزايش مىيابد . 5 - نبض درست و عادى مىزند ، امّا نوعى سفتى و نوعى كوچكى در آن احساس مىشود . 6 - ساير نشانيهاى بيمارى تب دق را كه در آتيه شرح مىدهيم ، پديدار مىشوند . ثانيا : اگر تب روزانه به تب دق تبديل نشده بود و به حالتى از تب تبديل شده بود كه از جنس تبهاى خونى است و در اصطلاح اطباء سونوخس نام دارد و عفونى نيست ، نشانيهايش از قرار زيرند : 1 - رگهاى اندام بيمار در حالت پرشدگى از خونند . 2 - حرارت تن بيمار بيش از حد متوقع و پياپى در افزايش است . 3 - صورت و چهرهء بيمار باد كرده است . اگر تب روزانه به تب عفونى - هر نوع از تبهاى عفونى - تبديل شود ، نشانيهايش از اين قرارند : 1 - تير كشيدن و چندش پديد آيد . 2 - نبض متفاوت و مختلف است و كوچك مىزند و فشارى مىشود . 3 - حرارت بدن همراه گزش است و خشك است . 4 - روىآورهاى تب شدّت مىيابند .